X
تبلیغات
►▌◄►سپیدهاے ِیک ماهے ِسیاه►▌◄► - شعر سپید

;




►▌◄►سپیدهاے ِیک ماهے ِسیاه►▌◄►
☾►▌◄شعر سپید►▌◄►


₪₪ هیاهوی خواب های کهنه ₪₪
تا هیاهوے خواب هاے کهنه

چشمهایم را کور نکرده اند

برخیز

خفتن در انجماد خاکستری

روے پرهاے سوخته

بختک را مایوس نمے کند

وقتی زنان آل زده

برای تعبیر ذهن آبستنم

عود مے سوزانند و فاجعه را فوت مےکنند

برخیز, تا امروز فرداست

خواب هایم را بتکان


(رویا کریمے)



:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390

.:: ::.





این شعر ناقص است



 بی اتفاق حک می شوی روی سپیدی سیاه

 تا ژست بگیری لنزهام را تکانده ام

یک

        دو

                    سه

 بی برق فلش می زنم به خواب هایت

 پلک تار می زند و

دوربین می رقصد

بی پرده، مرگ میان عکس هایت می خندد...


رویا کریمی



:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
:: برچسب‌ها: شعر سپيد, لنز, فلش, تار, مرگ
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391

.:: ::.





₪₪مرده به ریش کفن می خندد...₪₪


______

مرده شفاف


به ریش کفن می خندد

قبر پوست کلفت

روی حلوا مورچه پس می اندازد

این زنگوله بچه روی تابوت است

بوی کباب می آید . . .

مرده داغ می کند

تو هفت خط فاتحه می پیچانی

لطفاً دور بزن و برای شادی روح شاعر

شفاف فاتحه بخوان

_______________________________________




:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
:: برچسب‌ها: شعر سپيد, مرده, حلوا, شاعر, تابوت
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در دوشنبه سوم بهمن 1390

.:: ::.





₪₪ خوشی هایم که ذق ذق می کند ₪₪

خوشی هایم که ذق ذق می کند

خنده هایم می ماسد

دستهایم را  تبعید می کنم
به یک تشت پر از گناه

چنگ می زنم چرکهای غمیگن را

تا حباب های هرزه ورم کنند

میان انگشتان افسرده ام .

ببین

 چه ساده حل می شوم
میان غم های خوشحال...
_____________

₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪

پ.ن

این خندهای چرکین را فراموش نکن

 شعر اصلی ادامه مطلب



:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در پنجشنبه سوم آذر 1390

.:: ::.





₪₪ آفتاب همیشه تکرار می شود...₪₪
آفتاب همیشه تکرار می شود

تا...

شعور آبها زنگ بزند و غرور زمین معلق شود

آدم های جو زده به حکم روز مرگی

گوشهای آسمان را سوراخ کرده

گوشوارهای بدلی از درخت های بی سوال آویزان می کنند

و من هنوز نگرانم

چرا در کابوس هایم گرگها معصوم می خندند

و انسانهای بی چراگاه زمین را قورت می دهند

کاش ...

زمین زودتر تمام شود...

₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪

پ.ن

 این ش ع ر ا ن س ج ام م ع ن ای ی ندارد ...!

گاهی وقت ها نگفتن بهتر از گفتن و نبودن بهتر از بودن و گرگ شدن بهتر از طعمه بودن است

من هنوز هم یک گرگ ام!




:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390

.:: ::.





₪₪ اشتیاق یک گور خالے ₪₪

سالهای پر از هیچ

روی دیوارهای عمرم خط می کشند

تا دق کنم
از غصه های سرو ته شده هق هق
عمق می شوم
در فصل های بی آغاز یک رؤیا
و لحظه های آخر فردا را
دار نزده خاک می کنم
حتی اگر التماسم کنند برای یک پلک
اشتیاق یک گور خالی را
پر می کنم از هیچی یک روح



₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪

پ.ن

این شعر هنوز هم کامل نیست



لطفا از طرف من برای وبلاگ خودتون نظر نگذارین من فقط برای دوستانی که لینک شدند نظر می گذارم.



:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در پنجشنبه هفتم مهر 1390

.:: ::.





₪₪ درخت که باد مے کند روے دست باغ ₪₪

______________________________

درخت که باد می کند روی دست باغ

تمام فلسفه سیب از جاذبه می افتد

تا نیوتن ها کلیسا را دور بزنند

من بی خیال سیب و جاذبه

روی علف ها اعتراف می کنم

آسمان شاید

این پایین

شاعری بی جاذبه را زودتر کشف کند



رویا کریمی



:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در جمعه هفدهم تیر 1390

.:: ::.





₪₪ کبیسه...₪₪

فکر کن!

در صبحے کلافه

به فکر هایم

آسمان به زمین

زمین به آسمان

برسد

فرقے نمےکند!

بے خیالم و . . .

بے خیال کلاغ هایی

که تازه نطق شان باز شده

و زمین

که پیچ مےخورد روے انگشتم

و جنگل هایے که تنه می زنند

به قانون هایم

و ساعتے که کوک نیست

رو ے هفت ؟!

هفته ها را قورت مے دهم

درسیصد و شصت روزے که . . .

بے خیال . . .

آرام برخیز

تا گور به گور شدنت

را جشن بگیریم

با هم در خوابے خرگوشی



رویا کریمی 





:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389

.:: ::.





₪₪ اینجا سالهاست بوے بهشت مے آید...₪₪
در آبے تکرار حوض

غسل دادم باکره ے چشمانت  را

مرده ها را ببین به ابتذال دست هایم می خندند

چشمان ِشرم مےسوزد

پیشانے ِآب داغ است

شمعدانے ها هم آفتاب را خیرات مے کنند

اینجا سالها ست بوے بهشت مےآید

چشمهایت را ببند

~~~~~~

رؤیا کریمی



:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389

.:: ::.





₪₪ پرنده نیلوفرے . . .₪₪

در روزنه هاے عبوس شب

پرنده تا شکوه رستن نیلوفرها

بالهایش را در مانداب هاے اضطراب 

جستجو مےکند

شاید

فردا . . .

نیلوفرے در آسمان پرواز کند!

رویا کریمی



:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389

.:: ::.





₪₪ خوابهایم بوی کافور می دهد...₪₪

خواب هایم بو ے کافور مے دهد

قدیسه هایم را عزل مےکنم

من پرم از خستگے خوب بودن

تا ناشیانه حدس زدن هر قبر خالی

 هیچ کس سر قبر بی مرده گریه نمی کند

تا من

 مرده هاے زنده را خواب کنم

 دلم برای دستها ے بیرون مانده مے سو زد!

امروز حراج کفن است بو ےحلوا می آید . . .

رویا کریمی



:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389

.:: ::.





₪₪ رویا...₪₪


یک شبانه ے دیگر


خواب هاے  وحشی رویا

با هیبتے از یک جنون مست

فریاد ِبیدارباش تو را

از چشمان آشوب فروتنم

باز . . .

ناشیانه پس مے زند

(2)

زار مے زنم چند وقتے ست

به خیالت سراب است چشمهایم !؟

کاش با ناخنے از شرمت

رو ے چشم خواب این رویا . . .

باز هم اتفاق مے افتادے!


رویا کریمی




:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389

.:: ::.





₪₪ وقت دیگر شاید. . .₪₪

به اضطراب مے رسیم. . .

تا باران هاے کهنه ے شرم

چترهاے رسوا را

در خیسے ِصعود

تا ابر ِے فرود

میان لاشه هاے متشنج ِسپیدار ها ے داغدار

جست و جو کنند

وقت دیگر شاید

در احتضار ِسکوت سر به زیرتر

مرده باشیم

رویا کریمی





:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389

.:: ::.





₪₪ نقطه چین . . .₪₪
نقطه ها نا بارور

در گم شدن جارے مےشوند

تو از پس مانده یک هوس

چکه مے کنے روے  شرم من

تا انتهاے  یک خواب

میان بادها قدم می زنم

درها که به گوش هایت مے چسبند

اشک ها بے حیاتر

بر نجات من آوار مےشوند

و صدا سقط مےشود

روے اعتصابے که از پشت روسرے بیرون مانده

و باز نقطه چین . . .

ازیک علامت سوال باز مے ماند...

~~~~~~~~~~

رویا کریمی






:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در یکشنبه پانزدهم اسفند 1389

.:: ::.





₪₪ سایه هاے گریزپاے...₪₪
سایه هاے گریزپای

با هجو تکرار یک آهنگ مے رقصیدند

تا او در پے هر چهارشنبه

قصه سورے پریدن را ساز کند

و همانند دخترکان مست سیزده ساله

در بیابان گندم گره بزند

و چنان اشک بریزد

تا در میان خیسے آتش

سنجاقکے بالهایش را شفاف کند

رویا کریمی




:: موضوعات مرتبط: شعر سپید
نوشته شده توسط ₪₪ رویا ₪₪ در یکشنبه هفدهم بهمن 1389

.:: ::.





Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by nefrineroya
This Template By Theme-Designer.Com

منوی اصــــلی -------------------- Menu

دربــــــــــــــاره -------------------- About

►▌◄►
سپیدهاے ِیک ماهے ِسیاه

لب میالاے به شعرے که ندارد شورے

شاعرے قدر تو داند که شعورے دارد


₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪

شب تاریک و سنگستان و من مست
سبو از دست من افتاد و بشکست
نگه دارنده اش نیکو نگه داشت
و گرنه صد سبو نفتاده بشکست

₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪

دست مے برے و فال می زنے به خال

انگار که نه انگار، گره شده به حال

حالا بزن تخلصے از نام من که من

من مست که نه دیوانه نه، من آدمم

₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪

اینجا کنار حادثه حلوا مے پزند

بغضے برای چشم هاے سارا مے برند

₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم

₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪




موضوعات -------------------- Categories

دوستـــــــــــان -------------------- Links

آرشـــــــــیو -------------------- Archive

پیشـــــین -------------------- Previous

ابر برچســـــــب -------------------- Tag

دیگر مــــوارد -------------------- Others
بانك اهداكنندگان سلولهای بنیادی ایران ______________________________ www.uplooder.net_www.uplooder.netwww.uplooder.net ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ 71274483331483580260.jpg ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ 44865898789330732720.jpg ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ 89076642181049042409.jpg ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ ₪₪ *****************************

منبع کد اهنگ _________________________

امکانات جانبی
theme-designer.com